· سلام بی مقدمه! چرا انقدر سخت می گیرید؟
من؟! من سخت نمی گیرم. تازه من پیش خودم خجالت می کشم و از وجدانم ناراضی ام که انقدر راحت می گیرم . من حتی انقدر راحت نمره می دم دو نمره هم که علاوه بر 20 گذاشتم حتی نصف کلاس پاس شده اند و این آمار نشون می ده که چقدر امتحانا آسونه .... تازه به خاطر ماه رمضون سؤالا را آسون تر هم گرفتم.
· بعضی معتقدن که شما یک سری سؤال از استرالیا با خودتون آوردین و از روی همون ها هم سؤالاتون را طرح می کنین؟
ببین دوست عزیز به هیچ وجه این طوری است! من مثلاً سؤالی طرح کردم به شرح زیر:(( کولر چهار هزاری در هوای تابستان "کاشان" کار می کند دمای هوای "کاشان" خیلی زیاد است "گربه" ای برای رهایی از این گرما به زیر کولر پناه می برد و بدنش در اثر تماس با کولر خیس می شود و اندکی از رطوبت کولر خارج می شود حساب کنید رطوبت نسبی درون کولر چقدر باشد تا دمای هوای اتاق از 20 درجه بیشتر نشود دیاگرام سایکومتریک را دقیقاً رسم کرده و نمایش دهید.)) می بینید که مسئله توی کاشان اتفاق افتاده و الا اگر سؤالا مال استرالیا بود باید می گفتم مثلاً ملبورن و می بینید که حتی بجای کانگورو گربه آورده شده است...
· پس به واقع منظور شما اینه که سؤالا باید بومی باشند و به فرهنگ اصیل خودمون تکیه کنه یاد انتخابات گذشته می افتم. می شه نظرتون را راجع به تحولات اخیر توضیح بدهید...
نیگا کنید یک فرآیند کاملاً بازگشت ناپذیر رخ داده که بنابراین انتروپی به شدت افزایش پیدا کرده است که دامن خود ایجاد کننده های این شوک را می گیرد. ویژگی انتروپی بالا افزایش درهم برهمی و بی نظمی است و امام علی توی خطبه نهج البلاغه می گه که چه جور می شود که کوچک شما در صدر قرار می گیرد و بزرگان شما خوار می شوند و اصلاً ویژگی ذاتی محیط های پر انتروپی عدم اطلاعات است یعنی محیط های پر انتروپی ذاتاً با اطلاعات و شفاف سازی تضاد دارند. نه اینکه بخواهند بلکه به صورت ذاتی اینگونه اند. که این شوک باعث افزایش انتروپی در جهان می شود و به واقع خیلی سریع برخورد را ضروری می کند یعنی وقتی انتروپی که ناشی از گرماست افزایش یابد به واقع کاویتاسیون رخ می دهد که از کاپیتولاسیون هم بدتر است ...
· آقای دکتر ببخشید وسط حرفتون می پرم. من عاشق این ربط دادن های ترمودینامیک به سیالات و اجتماع و فلسفه و مذهب شما هستم ... آقای دکتر شنیدیم برای شما پاپوش درست کردن که عضو شاخه استرالیای فراماسونری تو ایران هستین؟
فکر نمی کنم ... یعنی من و دکتر گلابی و دکتر لقمان انقدر هم با هم رفیق نیستیم...
· می گن شما با دکتر گلابی چشم و هم چشمی و کرکری دارید راسته؟
نه اتفاقا ًمن خیلی گلابی دوست دارم.
· پس خریدن سمند آن هم آبی ربطی به سمند قرمز دکتر گلابی نداره؟
نه!
· قرمزته آقای دکتر یا آبیته؟
خودتون که جواب دادین قبلش...(شاپالاق! به نشان تائید کف دستمان را می کوبیم به هم و من می گم ایولا ...)
· بدترین ضربه ای که تو زندگی خوردین چی بوده؟
ضربه قوچی .
· ( اه ) چرا شما انقدر تکیه کلام دارید؟
"ببین دوست عزیز" اصلاً این طوری نیست "به واقع" آدم اگر یک حرفی را می زند "باید بتونه روش قسم بخوره" و "واقعاً هم همین طور هست" "مثل قضیه ترکه است نه..." اصلاً تکیه کلام ندارم " آقای فاضلی می دونه ..."
· آقای دکتر چند تا بچه دارین؟
دو تا یک دختر و یک پسر...
· رابطه تون با اونها چه طوره درسی و علمی؟
نه به واقع ببین دوست عزیز آدم باید چندبعدی باشد. خانه این طور نیست من خیلی بدم می یاد که تک بعدی باشم ... من بچه ها را می برم سینما و وقت می گذارم براشون. خانمم می گه بابا وقت تو ارزشمنده این جوری هدر نده ولی من می گم که نه ... راستی بیاید جمع بشیم بریم این کوههای اطراف کاشان خیلی زیبا هستن ها . شما بانی بشوید ها! بچه ها را جمع کنیم برویم کوهنوردی...
· تشکر. آقای دکتر راستی می دونین بچه ها چی صداتون می کنن؟
نه چی؟
· خراس!
یعنی چی؟
· خراس مخفف خراسانی زاده است و برای راحتی از این کلمه استفاده می شود (کمی ناراحت می شود و من برای ماست مالی قضیه می گویم که:) آقای دکتر این که عیب ندارد بچه های دانشگاه آزاد جوجه قرقی صداتون میکنند... (قضیه بدتر می شود مجبورم فضا را به طنز و لطیفه بکشانم و بحث را عوض کنم) آقای دکتر می شه لطیفه این ترکه را برای ما بگین، گویا طبع شوخی دارین؟
نشنیدین مگه (با سر می گویم نه) یکی از ترکه طلب داشته و هر چی بهش می گه پولمو بده می گه نه نمی دم. تو از من طلب داری من هم به تو بدهکارم این به اون در!
( (مثل امیر نصیری) قاه قاه دلم را می گیرم و شروع می کنم به خندیدن(چقدر سخته بخوای الکی بخندی)...)
· آقای دکتر چرا نمره که می خواین بدین انگار از جونتون می خواید بکنید بدین؟
نه دوست عزیز اصلاً این طور نیست (ابروهایش را بالا می اندازه و حالت افسوس خودش را با هوایی که از لبهایش بیرون می دهد ابراز می کند و با انگشت روی سینه من می گذارد که توضیح دهد) شما حساب کن من سرم درد بکنه نمی شینم برگه صحیح کنم و وقتی کاملاً سر حال هستم صحیح می کنم و با دقت.
· پس اگر اینطوریه چرا به کسایی که با راه حل دیگر حل می کنند نمره نمی دهید؟ می گن باید دقیقاً مثل کلید شما بنویسیم تا نمره بگیریم.
ببین دوست عزیز اصلاً این طوری نیست که شما می گین (من از فرصت استفاده می کنم و می گم برگه ام را بیاورد)
· نیگا کنید آقای دکتر اینجا من از این طریق حل کردم و شما از طریق دیگر و شما فقط 25/0 به من دادین (قشنگ توجیه می کنم و قانع می شود...)
خب باشه من بعداً بررسی می کنم حتماً نمره شما را می دهم...
· نه آقای دکتر مگه همین الآن قانع نشدین؟ مگه قبول نکردین که اینجا 3 نمره اشتباهی کم شده؟ خب همین جا نمره را بدین خیالمونو راحت کنین.
نه آقای؟شما اسمتون چی بود؟
· حاجی هستم!
من تعجب می کنم من که هیچ وقت اشتباه نمی کنم ولی ببینید آقای حاجی شما مطمئن باشید که من حتماً حق را به حق دار می رسونم....
· (نا امید می شوم چون مطمئن می شوم که دیگر برگه ام را نگاه هم نمی کند تا نمره بدهد و کلکم نمی گیرد به خاطر همین بی خیال ادامه مصاحبه می شوم.) در پایان اگر توصیه ای، پیامی برای دانشجویان دارید؟
توصیه من به همه دانشجویان و اصلاً همه اینه که هیچ وقت این نکته را تو زندگی شون فراموش نکنن که فشار خروجی از جت همیشه فشار اتمسفره...
· کاریکاتور یکی از اساتید را به رسم یادگاری برای ما بکشین.
نمی گم کی رو می کشم ها!
(با خودم می گم باشه! ما که می دونیم کی رو می کشی! شلختگی و بی قیدی اش در نوشتن و کشیدن توی کاریکاتور مشهود است و سعی می کند با توضیحاتش این کمبود را جبران کند.)
· خیلی ممنون از اینکه وقت گرانبهاتون را در اختیار ما قرار دادین.
مصاحبه ما کی چاپ می شه؟
· به همین زودی ان شاءا... با نظر بچه ها.
